کار دنیا را بنگر...چه سواتی دارد؟

احساس امروز به دنیا چه مرادی دارد؟

آن که دیروز شریک بود ببین کیست!

یــا که فردا برای تو چه خیالی دارد؟

چــــه احساساتی بــــر سرم آوار شد

که دل هر روز غم و درد به دامان دارد

اگر از دوست بپرسی ز دلش آه کشد

که بــرای همه روزش بـــلایی دارد!

پ.ن: بیا تکلیفو روشن کن نه اونجوری که مغروری...من حوصله بچه بازی ندارم!

از رفتار تمام دورو بریام بدم میاد...از همه آدمایی که تاییدم میکنن بدم میاد...از من از تو از ما.....

جهان به روایت نگاه من

تویی...

هوا به تنفس ریه هایم

که جان این بی قرار تویی

چاره این سکوت پایدار

یا اجابت دعا های دل بی قرار

تمام این آسمان خواستن تویی!

 

  خدا:

       هزار دشمنم گر میکنند قصد هلاک     گرم تــو دوستی از دشمن نــدارم بــاک

       مرا امید وصال تــو زنده مـــیدارد     گرنه هردمم از هجرت توست بیم هلاک

   من:

       دی پیرمی فروش که ذکرش به خیرباد      گفتا شراب نوش کن غم دل ببر زیاد

       گفـتم به باد می دهد بـــاده نـــام وننگ      گفـــ-تا قبول کن سخن هرچه بـادا باد

مسير ترانه...

خســــــــــــــته شدم از اين هــــمه دلواپسی

از اين همه ماتم و درد تو جاده های بی کسی

خدا کنه که راهمون زود برسه به عــــــاشقی

به لحظه های خوبمون،خنده های يـــــواشکی

می خوام نميره دلمون توی مســـير بی نشون

نگاه کنه اشـــــکامونو هـــمســـفر هميشمون

بخونه صد تــــــرانه از قشنگترين خـــــاطره ها

بغض شو فـــــــرياد بزنه تا بشــــکنه فاصله ها

آره می خوام غم نباشه تو فصل عـــاشقونمون

يه عـــــالمه شادی باشه تو آسـمون دلــــمون

 

پ.ن:گر نگهدار من آن است که من میدانم...شیشه را در بغل سنگ نگه میدارد...(برای تو...)