تنهایی

لب هایم را با داندان می فشارم
از ترس لرزش لب ها و صدای دندان ها

حق حق های شبانه،طعم خون در دهان
من پراکنده و متلاشی میشوم

در خلوتی که جای خالیت را به رخم می کشد
هر تکه ام کنجی از اتاق
نظاره گر لحظه ی عمیق تنهایی

تا صبح مشغول جمع کردن تکه ها

صدای زنگ بیدار باش
و شروع رنج روز بی تو...

 

 

دکلمه ی شعر:

https://yekupload.ir/hg5L/Sazedahani.blogfa.com.mp3

شعر: سازدهنی
با صدای:شهره شاملو

تهیه شده در:

http://www.telegram.me/avayeeshgh56

 

چطور با خاطره ها و روزگار رو به رو خواهد شد؟

سوال همیشگی من بود...

 

پ ن: فال شب یلدا

زان یار دلنوازم شکریست با شکایت/گر نکته دان عشقی بشنو تو این حکایت

بی مزد بود و منت هر خدمتی که کردم/یا رب مباد کس را مخدوم بی عنایت