قحطی واژه آمده انگار
همچون درختان بی بار و برگ کلامم سرد است و بی روح
قلم خشکیده و زمستان کار خودش را با دستهایم تمام کرد
آنهارا یخ زده رها کرد
مثل دستی درپوسته گردویی گندیده...
پ.ن: حالم بد نیست...خوبم!
+ نوشته شده در یکشنبه ۱۷ اسفند ۱۳۹۳ ساعت توسط احمد حیدری
|