روحت را تازه نگه دار
برمیگردم؛می آید!
من،بهار...
ما کاممان را از زندگی خواهیم گرفت!
روحت را تازه نگه دار
برمیگردم؛می آید!
من،بهار...
ما کاممان را از زندگی خواهیم گرفت!
گاهی میخواهم فرار کنم،
خودت دلیلش را میدانی...نپرس!
از حرف خسته ام!
حسی که با تو دارم شاید حس پروازهعرقبه های ساعت رو موج عشقو نازه
اینجا جهان قشنگه با دست مهربونت
انگاری کوه غصه رنگشو هی میبازه
حرفای دلواپسی چه ساده و کوچیکن
انگاری تو که هستی غم ها از ترس میریزن
حسی که باتو دارم یه حس دلپذیره
انگاری تو این سرما دلم عرق میریزه
گرم گرم مثل خورسید حتی تو زمستون
حس به تو رسیدن حس شروع بارون
فصل تو فصل سرما اما دلت باگرما
میگه که این زندونی پر میگیره به آفتاب
حسی که با تو دارم شاید حس پروازه
عرقبه های ساعت رو موج عشقو نازه