برادرم...رفت!
داغ تو مثل گلوله تو عمق سینه میشینهمیسوزونه تا ته ته مثل آتیش تنوره
دردی که از تو برام موند مرحمی براش ندارم
فقط از عمق وجودم هرشبو برات میبارم
خاطرات تو تو ذهنم قلبمو چه میسوزونه
من کجای این شهر برمو یادم نمونه
داغ تو مثل گلوله تو عمق سینه میشینه
میسوزونه بی بهونه مثل آتیشه تنوره
انگاری پرهای بستت پرکشیدن تا ستاره
یه مسیر یه راه روشن به دل یه عاشقانه
دردی که از تو برام موندمرحمی براش ندارم
فقط از عمق وجودم هرشبو برات میبارم
پ.ن:خدایاشکرت،بابامونو که گرفتی،حالا هم داداشمون؟!
+ نوشته شده در سه شنبه ۸ بهمن ۱۳۹۲ ساعت توسط احمد حیدری