آرزومند ابدی...
آرزوی ابدیم ساحلی آرام،نسیمی خنک،وآفتابی دل انگیز بود
حالا که رسیده ام باید بگویم...
چگونه دانه شنی که از بقیه نه بزرگتر و نه کوچکتر است
در انبوه این هیاهو فریاد کند...
که منم!همان آرزومند ابدی!
که مینوازد تا نگاهش کنید...
پ.ن:من وب نویسیو حدود 6 سال پیش با این نوشته شروع کردم!
+ نوشته شده در سه شنبه ۲۱ تیر ۱۳۹۰ ساعت توسط احمد حیدری
|