مثل پاییز...
مثل من مثل پاییز
مثل این اشکای سر ریز
مثل روزهای غریبی
مثل این سکوت شبگیر
من همینجوری نشستم
که اشکامو ببینی
که بغضامو بچینی
مثل بارون پاییز
که هنوزم نرسیده
یه بغض سرد گلوگیر
راه سینه امو میگیره
تو بگو این همه دردو
کی میخواد گردن بگیره؟
کی با یکم مهربونی
بی تو دستمو میگیره؟
مثل این اشکای سر ریز
مثل روزهای غریبی
مثل این سکوت شبگیر
من همینجوری نشستم
که اشکامو ببینی
که بغضامو بچینی
مثل بارون پاییز
که هنوزم نرسیده
یه بغض سرد گلوگیر
راه سینه امو میگیره
تو بگو این همه دردو
کی میخواد گردن بگیره؟
کی با یکم مهربونی
بی تو دستمو میگیره؟
+ نوشته شده در جمعه ۷ مهر ۱۳۹۱ ساعت توسط احمد حیدری