_اولین قطرات

پاییز است...حسش میکنم!

درختها غمگینند

اما...

باران که زیباست،میدانم که تو میدانی

همین حالا،آری همین حالا

برایم بگو چه میبینی...؟


_چند روزیست طلوع آفتاب را ندیده ام

هوایم ابریست...نه که غمگینم نه

در حوالیم قدم میزند غم، منتظر فرصت است!

بگذریم...حال این روزها متفاوت تراز همیشه است

همه چیز در حال تغییر است

فکر کنم بزرگ شده ام!