_اولین قطرات
پاییز است...حسش میکنم!
درختها غمگینند
اما...
باران که زیباست،میدانم که تو میدانی
همین حالا،آری همین حالا
برایم بگو چه میبینی...؟
_چند روزیست طلوع آفتاب را ندیده ام
هوایم ابریست...نه که غمگینم نه
در حوالیم قدم میزند غم، منتظر فرصت است!
بگذریم...حال این روزها متفاوت تراز همیشه است
همه چیز در حال تغییر است
فکر کنم بزرگ شده ام!
+ نوشته شده در شنبه ۴ آبان ۱۳۹۲ ساعت توسط احمد حیدری
|