از شهر من گذر کن

اینجا بس چراغانیست

تو را میخواند این سکوت

من هنوز هم اینجام

پشت پرچین زمان

در کنار باغچه ،در کنار گل رز

من در اینجا تنهام

در سرابی غمگین

اینجا که همه میدانند

محبت شاخه گلیست

که پنهان باید کرد

من در اینجا تنهام

پشت کوهی از غرور

پشت لحظه های دور

پشت تنی نمور

شهر دل من

 بس چرا غانیست

برای تو غریب

گذر کن از دل من

از دل خسته ی من

در کنار کوچه ها

من گلی خواهم کاشت

برای تو و من

از برای دوستی

  .گذر کن از شهرمن