دستای من پینه ترک، دستای تو مثل بلور

دورو ور تو قلقله، حوالی ما سوتو کور

من یه جوون آسو پاس، تو اما تنازو سوسول

تو جیب من چندتا سوراخ ،تو جیب تو یه گوله پول

تو و موبایلو تلفن، من و سه چهارتا دوزاری

بند دلم پاره میشه تا گوشیو بر میداری

 

من بچه این پایینم، تو بچه اون بالاها

خودت بگو من چه جوری بگم بیا باهام بمون؟

 

خونه ما اجاره ی، یه قوطی کبریت لونه موش

یه گوشه گاز پیکنیکی، یه گوشه دستشویی و دوش

خونه تو ویلایه جکوزی و سونا داره

آشپزتون هر روز برات ده جور غذا بار می ذاره

غذای من دمپختک و نیمرو و نون و پنیر

این جوریه حکایت قصه ی عاشق فقیر

 

من مرد آسمون جل و،تو دختر شاه پریون

خودت بگو من چه جوری بگم بیا باهام بمون؟

 

یغما گلرویی